چگونه به یکی از بورس بازان حرفه ای و موفق در ایران و جهان تبدیل شویم

چگونه به یکی از بورس بازان حرفه ای و موفق در ایران و جهان تبدیل شویم

در این مطلب قصد بیان نکاتی را داریم که به ما کمک می کند تا به یکی از بورس بازان حرفه ای و موفق در ایران و جهان تبدیل شویم و به کسب درآمد از بورس برسیم. به این منظور در ابتدا به بررسی چگونگی پیشرفت یکی از بورس بازان حرفه ای دنیا می پردازیم سپس 20اصول برای چگونه به یکی از بورس بازان حرفه ای و موفق در جهان تبدیل شویم ارائه خواهیم داد.

یکی از بزرگترین بورس بازان حرفه ای جهان جس لیورمور (Jesse L. Livermore)  می باشد که حدود پنجاه سال به‌عنوان یک معامله گر مشهور سهام شناخته می شود.

او در دوران کاری اش معاملات بسیای انجام داد که از این معاملات سودهای بسیاری را به دست آورد و ضررهای بسیاری را داد اما درس های بزرگی گرفت و موفقیت های زیادی را به دست آورد و به همین علت شهرت بسیاری در جهان پیدا کرده است.

بیشتر بخوانید : توصیه هایی برای مدیریت سرمایه گذاری در بورس

توصیه‌های یکی از مشهورترین بورس‌ بازان تاریخ

 یکی از بزرگان وال استریت که به خرس بزرگ وال استریت مشهور است، لیورمور می باشد. او در ریاضیات استعداد فوق العاده ای داشت و همین موضوع باعث شد در زمانی که اکثر مردم نوسانات قیمت را تصادفى مى دانستند به وجود «الگوهایى» در نوسانات قیمت ها پى ببرد و به یکی از ثروتمندان بورس جهان تبدیل شود.

جسی لیورمور متولد 1877 ، یکی از بزرگترین معامله گرانی است که کمتر کسی از آن می داند. لیورمور ، که نویسنده کتاب “چگونه می توانیم سهام را معامله کنیم” ، یکی از بزرگترین معامله گران تمام دوران بود. در اوج خود سرمایه او 100 میلیون دلار ارزش داشت که به دلار امروز بسته به شاخص مورد استفاده ، تقریباً برابر با 1.5-13 میلیارد دلار است.

Jesse L. Livermore جسی لیورمور
یکی از بورس بازان حرفه ای Jesse L. Livermore (جس لیورمور)

لیورمور می‌گوید: من خیلی زود فهمیدم که هیچ اتفاقی در وال‌ استریت تازه نیست و نمی‌تواند هم تازه باشد، زیرا تمام گمانه‌زنی‌ها در وال‌استریت بسیار قدیمی و کهنه هستند.

تمام آنچه که امروز در بازار بورس می‌افتد قبلا هم رخ داده و دوباره امروز دارد اتفاق می‌افتد که من هرگز آنها را فراموش نکرده و نمی‌کنم و به عبارتی تاریخ در بورس تکرار می شود.

حتما مطالعه کنید : نکات قابل توجه قبل از خرید و فروش سهام

اولین سود لیورمور

او اولین معامله خودش را با توجه به سیگنال خریدی که سیستمش داده بود با خرید ۵ دلار از سهمى آغاز کرد و دو روز بعد سهم خریداری شده را با ۱۵ دلار سود نقد کرد. در آن روزها که اکثر مردم نوسانات قیمت را تصادفی می دانستند مغازه هایى براى قمار روى نوسانات زنده بازار شکل گرفته بود.

لیورمور با سیستمش به قدری در این مغازه ها موفق عمل کرده بود که تمامی این مغازه ها ورود جس را به محل کسبشان ممنوع کردند. لیورمور که در سن 20 سالگی ده هزار دلار پول نقد جمع کرده بود براى خرید و فروش به وال استریت رفت.

یکى از مهمترین درس هایى که او در ۵ سال اول تریدش گرفته بود این بود که وقتى شروع به استفاده از یک سیستم مطمئن کرد با رعایت کامل دیسیپلین، هرگز خارج از سیگنال هاى سیستم ترید نکند، درسى که برایش به قیمت چند هزار دلار تمام شده بود.

بعد از ورود به وال استریت سریعا ورشکست شد و به شهر خود بازگشت. او بعد از بازگشت نا امید نشد و شروع کرد به بررسى دلایل شکست خود در وال استریت و متوجه شد که سیستم او یک سیستم بى نقص اسکالپینگ است که بر مبناى قیمت زنده عمل مى کند و سریعا با چند پوینت سود خارج مى شود اما در وال استریت در صورتی متوجه خواهی شد نماد مورد نظر را به چه قیمتى خریده اید که رسید خرید شما از کارگزار برسد.

توصیه های وارن بافت برای موفقیت در سرمایه گذاری در بورس را حتما مطالعه کنید

بی توجهی به توصیه های دیگران

جس دوباره و با چند معامله موفق در مغازه ها پولش را برگرداند و سیستمى براى خرید در وال استریت را تدوین کرد. زمانی که جس به وال استریت بازگشت سرمایه اش 5 برابر شد یعنی ۵۰ هزار دلار نقد داشت. اما طولی نگشید که همین پول بازهم از دست رفت و ورشکست شد اما درسی تازه گرفت، درس تازه او این بود که به توصیه هاى دیگران توجه نکند.

عامل زمان (تشخص زمان ورود و خرج از یک سهم)

لیورمور با طراحی یک سیستم که در زمان خودش عالی بود و با تمرکز بیشتر روى حرکات بزرگ، در بورس شروع به درآمدزایی کرد.او هر بار که شروع به درامد زایی می کند بعد از اینکه قیمت ها روز به روز بالاتر می رفت اما ناگهان با ضرر هنگفت از بازار خارج مى شد.

اما بعد از یک زیان بزرگ، روند قیمت ها تغییر پیدا می کرد و پیش بینى جس درست از آب در مى امد. جس از شرایط پیش آمده دوباره درس تازه ای گرفت که آن عامل زمان بود. یک تحلیلگر برای موفقیت باید بتواند زمان درست ورود و خروج از یک ترید را به خوبی و درست تشخیص دهد.

خرید پله ای

لیورمور با تشخیص درسته زمان برگشت، تنها در روز ۲۴ اکتبر ۱۹۰۷ سه میلیون دلار سود کرد. فروش هاى او چنان موثر عمل کردند که مورگان شخصاً از جس خواست که فروش را متوقف کند وگرنه به تنهایى بازار را نابود مى کند. بعد از این روز او به خرس بزرگ وال استریت مشهور شد.

یکى از مهمترین دستاوردهاى لیورمور در ترید، تشخیص محدوده هاى مقاومت و حمایت بود.

لیورمور همیشه به صورت پله اى به معاملات خود را انجام می داد، با رعایت این نکته که در خرید همیشه قیمت خرید در پله دوم بالاتر از پله اول و قیمت خرید در پله سوم بالاتر از پله دوم و…. در فروش هم بلعکس.

او همیشه قبل از ورود به یک ترید محاسبه و بررسی مى کرد که چه تعداد سهم خواهد خرید. او همیشه  با حدود ۲۰درصد سرمایه اى که براى این ترید را کنار گذاشته بود سرمایه گذاری می کرد. اگر قیمت آن طور که باب میلش بود پیش مى رفت در پله هاى بعدى بقیه سرمایه را وارد می کرد وگرنه خارج می شد آن هم با ضرر کم.

 تست بازار  (اهمیت حجم)

زمانى که او صلاح میدید حجم بالایى از سرمایه را وارد کند، در ابتدا با مقدار کم در جهت عکس وارد مى شد و براساس توانایى بازار در جذب این سرمایه، وارد ترید مى شد.

او  دوباره سقوط بزرگ ۱۹۲۹ بازار را درست پیش بینى کرد و در زمان سقوط او فقط فروش داشت. این بار نام او تیتر اول نیویورک تایمز شد. بسیارى از افراد او را مقصر این سقوط میدانستند و او نامه هاى تهدیدآمیزی را دریافت می کرد.

 

20 اصل برای تبدیل شدن به یکی از بورس بازان حرفه ای

1. یک تریدر، نخست بایدبورس مورد نظر را که مایل است در آن سرمایه گذاری کند را بشناسد.

2. به عنوان یک تریدر باید تحلیل کند که بازار کدام سهم ها را می تواند رشد دهد.

3. باید بطور مرتب و مداوم از دیدگاههای کارشناسی روز تحلیلگران بنیادی و تکنیکی بازار و فعالین حرفه ای بازار آگاهی پیدا کند.

4. وقتی که تشخیص دادیم کدام یک از سهام ها رشد خواهند کرد باید نقدینگی لازم برای خرید سهام را داشته باشیم.

5. باید بتوانیم چرخش قیمتی کل سهم‌ها را برای حداقل 5 روز معاملاتی آتی در ذهن خود پیش‌بینی کنیم در هنگام بررسی سهام نباید علایق شخصی دخیل شود و  باید بی طرف باشیم تا بتوانیم سمت و سوها را بهتر تشخیص دهیم.

6. باید خرید پلکانی انجام دهیم خرید پلکانی سهام یعنی خرید در روند منفی و زمانی خرید پلکانی انجام می شود که ما نمی‌دانیم کف قیمتی سهم در چه قیمتی قرار دارد و این مزیت را دارد که اگر سهمی پس از خرید ما افت قیمتی داشت باز فرصت برای خریدن آن سهم را خواهیم داشت.

بیشتر بخوانید: 12 مورد از فاجعه بارترین اشتباهات رایج سرمایه گذاران در بورس

7. اگر شخصی تمایل داشته باشد معاملات کوتاه مدت انجام دهد باید محاسبه‌گر دقیقی باشد و بداند مبلغی که کارگزاران بابت خرید و فروش کسر می کنند قابل توجه است.

8. بعضی وقتها هر‌گونه خرید و فروشی ریسک بالایی خواهد داشت و بهترین کار تماشای بازار است. در این شرایط اگر بازار به سمت مثبت برگشت نماید می‌توان از خریدهای قبلی خود سود برد و اگر بازار باز به سمت منفی‌تر شدن میل کرد و افت بیشتری داشت، آن زمان می‌توان خریدهای ارزنده‌تری در قیمت‌های نازلتر انجام داد.

9. سهم‌ها در هر زمان یک محدوده قیمتی تعادلی برای خود دارند، ما به همه سهامداران توصیه می‌کنیم سهامداری کنند و سهام‌ پرپتانسیل و بنیادی و دارای چشم انداز مثبت را در قیمت‌های تعادلی یا کمتر از قیمت تعادلی و بصورت پلکانی خریداری نمایند. چنین سهم‌هایی هر اندازه بیشتر افت قیمت داشتند ارزش بیشتری برای خریداری پیدا می‌کنند.

چنین سهم‌هایی وقتی شروع به رشد می‌نمایند محدوده اوجی خواهند داشت و بیشتر از آن را حباب قیمتی می‌نامند. یک سهامدار با استراتژی، وقتی سهام پرتفویش به محدوده حباب می‌رسد برای سلامت بازار و برای شکستن آن حباب، شروع به عرضه و فروش آن سهم می‌نماید.

خرید در کف‌های قیمتی و فروش در محدوده‌های اوج و مرز حبابی، می‌تواند علاوه بر سودآوری برای سهامدار، باعث سلامت بازار نیز گردد و ما تصمیم گرفتیم نام این کار را «حباب شکنی» بگذاریم و همانطور که قبلا” نیز گفتیم پیشنهاد می‌کنیم واژه «حباب‌شکنی» بجای واژه «نوسانگیری» در ادبیات بورس ایران وارد شود.

واژه نوسان‌گیری تداعی‌کننده معانی بی‌مسما چون «سفته بازی» است که هرگز انرژی مثبت به سهامدار القاء نمی‌کند اما از واژه «حباب شکنی» انرژی مثبت ساطع می‌شود چرا که این کار حرکتی است که به سلامت بازار منجر خواهد شد. به همین خاطر بهتر است که بجای واژه «نوسانگیری»، از واژه «حباب شکنی» استفاده ‌کنید.

10. باید قدرت مانیتورینگ داشته باشیم یعنی آنلاین بودن در کل ساعات معاملاتی و داشتن قدرت مانیتورینگ بالاتر، به طوریکه بتوانید مدام کل نمادها را در دایره نگاه تیزبین خود داشته باشید، می‌تواند فرصت‌های متنوعی برای خرید در قیمت‌های پائین تر و یا فروش در قیمت‌های حداکثری به شما بدهد و در موفقیت شما تاثیر بسزایی خواهد داشت.

بیشتر بخوانید: توصیه هایی برای مدیریت سرمایه گذاری در بورس و موفقیت در آن

11. موفقیت در معامله‌گری با آرامش رابطه‌ای مستقیم دارد. یک معامله‌گر حرفه‌ای به همان اندازه که آرامش دارد می‌تواند معاملات موفق‌تری داشته باشد. هیجانات باعث کاهش ضریب موفقیت یک معامله‌گر می‌شود.

12. معامله‌گری در هر شرایطی بستگی به شرایط روز دارد. با توجه به بعضی روزهای بشدت منفی در بورس تهران، به نظر می‌رسد چنین افت و خیزهایی در بورس یک جامعه عاطفی و احساسی، اجتناب ناپذیر است.

به همین خاطر باید نقدینگی خود را تقسیم کرد و بخشی از نقدینگی خود را برای چنین روزهایی کنار گذاشت تا بتوان برترین سهم‌ها را در چنین روزهایی در کف‌های قیمتی خریداری کرد.

13. مهم‌ترین مسئله برای یک معامله‌گر، تعیین استراتژی در بورس است. هیچ کاری بدون استراتژی قوی، ممکن نخواهد بود.

14. بورس تهران نسبت به گذشته‌ها بسیار تغییر کرده و برای موفقیت در معاملات، یک معامله‌گر حرفه‌ای بایستی مدام بدنبال ایده‌های نو و تازه باشد.

15. هرگز نباید به فرصت‌های از دست رفته فکر کرد چون همیشه فرصت های خرید دیگری وجود دارند. اگر از فرصت خریدی جا ماندیم باید بدانیم همیشه فرصت خرید دیگری هست و باید به دیگر فرصتها بیاندیشیم. در بورس باید همیشه به جلو نگاه کنیم و عقبگرد و نگاه به عقب باعث می‌شود فرصت‌ها و تهدیدهای پیش رو را نبینیم.

16. افزایش قدرت مانیتوریگ بازار، برای یک معامله‌گر حرفه‌ای بسیار حائز اهمیت است و حال با معاملات آنلاین می‌توان بهتر به این مهم نائل گشت و قدرت مانیتوریگ خود را طی ساعات معاملاتی افزایش داد

17. نیاز نیست در بورس خیلی پیچیده فکر کنیم و محاسبات بسیار پیچیده داشته باشیم. عواملی که بر بورس اثر می‌گذارند بسیار ساده هستند.

18. فعالیت در بورس به خودی خود ریسک فراوانی دارد و ریسک بورس ذاتا بالاست و به همین خاطر است که افراد جامعه کمتر تمایل دارند در چنین بازار پر ریسکی فعالیت کنند پس نباید در این حرفه ی پر ریسک، ریسک مضاعف تری به خود تحمیل کنیم.

بیشتر بخوانید: ریسک و بازده در سرمایه گذاری چه مفهومی دارند

19. یک معامله‌گر حرفه‌ای تضاد ایده ندارد. یک معامله‌گر حرفه‌ای بایستی پارادوکس‌های متضاد را باید کاملا از میان برداشته یا به حداقل برساند. از جمله پارادوکس‌های متضاد «ترس» است.

ترسیدن در معامله‌گری معنا و مفهوم ندارد و یک معامله‌گر حرفه‌ای هرگز نمی‌ترسد. «ترس و بورس» یک پارادکس متضاد است. یا مثلا” اگر کسی «معاملات کوتاه مدت» را یک کار غیر اخلاقی بداند این فرد هرگز نمی‌تواند دست به معاملات بسیار موفق در کوتاه‌مدت بزند.

20. یک معامله‌گر حرفه‌ای مدام به تحلیل‌های کوتاه و خلاصه متوسل می‌شود. بایستی تحلیل‌های کوتاه بدست آورد و سهم‌ها را سریعا” حلاجی کند. تجزیه و تحلیل‌ها، برای معامله‌گران حرفه‌ای باید خیلی کوتاه باشد.

یک معامله‌گر حرفه‌ای نمی‌تواند و فرصت آن را نخواهد داشت که مدام تحلیل‌های بلند بنیادی و تکنیکال را مطالعه کند و نمی‌تواند وقتش را صرف تحلیل‌های طولانی کند. ضمنا با مولفه‌هایی که در طولانی‌مدت بر سهم‌ها و بازار اثر می‌گذارند نمی‌توان در کوتاه مدت دست به معاملات موفق زد.

بنابراین بهتر است که از طریق شرکت شرکت های سبدگردان که به روش غیر مستقیم سرمایه گذاری معروف است وارد بازار بورس شویم. در این روش انجام معاملات بورسی ما توسط یم کارشناس مجرب بازار بورس صورت می گیرد و این به اندازه چشمگیری ریسک معامله را کاهش می دهد.

Tags :
Share This :